برخی از كار شناسان و زباندانان پارسی ، پاکسازی اين زبان از واژگان تازی و بیگانه را کاری نابخردانه ونشدنی می دانند (مانند زنده ياد دهخدا) و باورمندند که واژگان تازی باعث غنای زبان پارسی گردیده و زبان پارسی تا ابد مخلوط باقی خواهد ماند و نیز میگویند که هیچ زبانی در دنیا به گونه سره وجود ندارد و گریزی از این کار نیست .
گفته این افراد تا اندازه ای درست میباشد ، بگونه ای که هیچ زبان سره ای درزمين وجود ندارد و همه زبانها به یکدیگر وام داده واز هم وام میگیرند ، ولی باید مواظب بود که این وامها انقدر زیاد نشود که پیکره زبان را از بین ببرد ، زبان پارسی شوربختانه انقدر از تازی وام گرفته است که در نثر نسكها ی چاپ شده ما و در گويش گوينده گان ما گاه تا دو سوم واژگان بکار رفته تازی است و حتی بسیاری از افعال ما نیز ریشه تازی پیدا کرده اند، شوربختانه تر اینکه حتی دستور زبان و نظم ونثر پارسی بر پايه صرف ونحو عرب ساخته شده است ودر یک سخن زبان پارسی دیگر پارسی نیست بلکه بهتر است آنرا تازی بنامیم و این یک فاجعه است ، چرا که زبان کلید فرهنگ و سند هویت یک ملت است و با مرگ یک زبان مرگ یک ملت نیز آغاز می شود .
شوربختانه تر نيز اينكه فرهنگستان زبان پارسی در واژه سازی هایش ، واژگان فرانسه و انگلیسی را واژگانی بیگانه دانسته و آنها را ترجمه می کند و جالب اینجا ست که بیشتر اوقات انها را با واژگان تازی جایگزین مينمايد و تازی را به پندار خود زبان خودی و زبان قران و حدیث می داند ، در صورتی که تازی از لاتین برای ما بیگانه تر است زیرا زبان ما زبانی هند و اروپائی است و بازبان های لاتین هم ریشه است در حالی که تازی ، زبانی آسیائی – افریقائی است و هیچ پیوندی با زبان ما ندارد . ما تا انجا در این مسخ فرهنگی پیش رفته ایم که هشت واج عربی را نیز وارد حروف خود کرده ایم که نتیجه آن تازش سیل بنیان کن واژگان عربی به زبان پارسی و نابودی بیشتر آن بوده است .
و اين بي هويتی با بهره گیری عملی از دبيره تازی در نوشتار ما کامل تر گرديد و نتیجه اش را نیز در گذشته ديده و هم اكنون نيز ميبينيم .
با این حساب پاكسازی وبازسازی زبان پارسی نه تنها شايسته بلکه بايسته است و اگر دیر بجنبیم آنچه را که داریم نیز ازدست خواهيم داد ، این بهسازی باید همه جانبه باشد ، نه تنها برای جایگزینی لغات باید کار شود بلکه پايه های دستور زبان پارسی و نثر ونظم ان نیز باید از زبان عربی جدا شده و منحصر به فرد باشد و همچنین دبيره ما نیز بایسته است كه جايگزين شود و واجهای وارداتی تازی ( ث – ص - ض- ح – ط –ظ – ع – ق ) نیز شايسته است كه از زبان ما برداشته شوند .
برای نیل به این اهداف پیشنهادهای زیر ارائه میگردد :
1 – در پاکسازی و جایگزینی واژگان تازی و بیگانه لازم نیست از واژه های مرده پارسی باستان و یا واژه های نامانوس بهره بگيريم بلکه میتوانیم از واژگان زبانهای بومی مردم شهرها وروستاهايمان بهره بگیریم ، زیرا زبان گفتاری مردم روستا ها و شهرهای ما تا حدود زیادی بکر و دست نخورده باقی مانده است و غنای زیادی دارد .
2 – بهتر است قران و احادیث و نيايشهای عربی به زبان پارسی برگردانده شوند و مردم بازگردان آنها را بخوانند ، این کار چندین سود دارد .
سود نخست - با بازگرداندن این متون به پارسی ارتباط مردم با زبان عربی کمتر شده و زبان پارسی کمتر الوده میشود و بیشتر بکار میرود . سود دوم - مردم با خواندن قران ونيايشها به زبان خودشان انرا بهتر درک می کنند و میفهمند . سود سوم - با حذف آموزش رسمی تازی در آموزشگاهها و دانشگاهها که برای فهم بیشتر متون دینی انجام می گیرد تا اندازه زیادی در هزینه های مالی دولت صرفه جوئی میشود و میتوانیم این هزینه ها را صرف آموزش زبان پارسی کنیم ونیز ناگفته نماند که این پیشنهاد نوين نیست و اروپائیان نیز سدها سال پیش انجیل و متون دینی مسیحیت را به زبان خود بازگردانده اند و اینکار هر چند در آغاز خشم کلیسای کاتولیک رابر انگیخت ولی در پايان ارباب کلیسا رضایت دادند .
3 - برای جایگزینی دبيره تازی میتوانیم با برگذاری همه پرسی همگانی دبيره نوینی را جایگزین دبيره تازی نماييم و یا همین دبيره تازی کنونی را بازسازی کنیم برای نمونه برای جایگزینی این خط میتوانیم مانند کشور ترکیه ( با اصلاحاتی ) از خط لاتین استفاده کنیم که هر چند خطی بیگانه است اما لااقل همسو با دانش روز است و یا از دبيره های نوشتاری ایران باستان استفاده کنیم ویا دبيره ای نوین و ساده بسازیم (برای نمونه من دبيره ای ساده برابر با واجهای زبان پارسی سره به نام برزين ساخته ام )
4 – اصول نثر و نظم پارسی نباید برابر صرف و نحو عرب باشد وبایدبازنگری شود . برای نمونه میتوانیم برای ساخت وزنها در زبان پارسی به جای ریشه عربی – فَعل - از بن های زیبای فارسی مانند - کرد – استفاده کنیم و به جای بحر های عربی از واژگان فارسی بهره بگيريم .
5 – نام خود و فرزندانتان را و همچنین نام خانوادگیتان را از میان نامها و واژگان ایرانی بر گزینید و دیگران را نیز بدین کار تشویق کنید . و اگر قدرتی در شهرداری یا شوراها دارید تلاش کنید نام کوچه و خیابانهای شهرها و روستاها را به پارسی برگزینید .
6 –در نوشتار خود با دبيره تازی تلاش کنید از -24- واج پارسی سره بهره بگیرید و هشت واج تازی را هرگز به کار نبرده بلکه آنها را به فارسی برگردانده و بنویسید ( واجهای تازی اینها هستند : ط ، ص ،ث ،ض ، ظ ،ح ،ع ، ق ) و برابرهای پارسی آنها که شما می توانید بکار ببرید بدینگونه است ( ط = ت مانند واژه طلا که مینویسیم تلا ، ظ – ض – ذ = ز مانند واژه مضطرب که می نویسم مزترب ، ح = ه مانند واژه محمد که می نویسم مهمد ، ع = ا یا فتهه مانند واژه علی که مینویسیم الی ، ق = غ مانند واژه مقاومت که مینویسیم مغاومت ص – ث = س مانند واژه صابون که نوشته میشود سابون ) اینکار چندین سود دارد ، نخست موجب می گردد که واژگان تازی کمتری وارد زبان پارسی گردد و دیگر اینکه واژگان تازی ای را که وارد زبان پارسی گشته اند خودی کرده و بنابر این زبان پارسی را کمتر آلوده خواهند کرد و سوم اینکه موجب سادگی در نوشتار می گردد و نوآموزان ایرانی دیگر با این مشکل روبرو نخواهند بود که مسلن ( مثلا ) سد را با کدام واج ( س یا ص ) بنویسند در اینجا ما همانگونه که سخن می گوییم می نویسیم و تفاوتی بین گفتار و نوشتار ما نیست و این نوشتار را بسیار ساده می کند و سود چهارم نیز اینست که با یکی شدن گفتار و نوشتارپارسی ، ختر تغییر لهجه و گویش ما به سوی گویش تازی از بین می رود ( مانند کردها که بر اسر همنشینی تولانی مدت با اربها به لهجه اربی سخن میگویند ) نا گفته نماند تنوینهای اربی نیز باید بدینگونه نوشته شوند اَن ( با فتهه)- اِن ( با کسره) – اْ ن( با زمه ) مانند واژه لطفا که مینویسیم لتفن و همچنین همزه را نیز به سورت سدا یش مینویسم ،مانند : موئید که می نویسیم مواید.


