تبليغاتX
در جستجوی راز آفرینش

نگاهی به سلمان رشدی و آيات شيطانی اش( 9 /4 /7007  مهری یا میترایی):                                 

 سلمان رشدی نويسنده  جنجال برانگي‍ز هندی تبار كه با نوشتن كتاب آيات شيطانی مورد خشم و نفرت مليونها مسلمان قرار گرفت  با اعلام فتوای تاريخي آيت الله خميني مبني  بر مرتد  و مهدور الدم بودن وی به شهرتی جهانی دست يافت ، شهرتی همراه با ترس و دلهره ای  هميشگی كه او را مجبور ساخت سالها ی طولانی در خفا زندگي كند .

سلمان رشدی در سال 1947 ميلادی در بمبئي شهر هزار و يك مذهب در خانواده ای مسلمان ديده به جهان گشود كودكی او در كوچه هاي كثيف و پر زباله بمبئی همراه آرزوهای كودكانه اش به سرعت طی شد ( آرزوهائی كه به گفته خودش الهام گر او برای  نوشتن كتاب های آينده اش نيز بود ) ، در اين دوران هندوستان درگير جنگ سختي نيز بود ، اما اينبار نه به خاطر استقلال هند از انگليس ، بلكه جنگ بين هندو ها و مسلمانان بود ، اين جنگ با استقلال و جدائي پاكستان و بنگلادش از هند پايان گرفت ، با پايان يافتن جنگ سيل مسلمانان هندی كه از آزار هندوها به تنگ آمده بودند به سمت پاكستان سرازير شدند و خانواده سلمان رشدی نيز از آنها بودند اما سكونت خانواده در پاكستان چندی نپائيد و سلمان رشدی در سن 14 سالگی به همراه پدر و مادرش به انگليس رفت ، او درباره اين سفرش می گويد : 14 ساله بودم كه به اين كشور آمدم ، غريب و از سرزمين خود واكنده بودم ، در اينجا سرما – تحقير و نژاد پرستی انتظارم را می كشيد ، اما بعدها دنيای ديگری يافتم دنيائي تازه با ارزشهای متفاوت ، و طرح كتاب آيه های شيطانی از اين تجربه مايه گرفته است .         

رشدی در انگليس وارد دانشگاه كمبريج شد و در دوران دانشجوئي به جنبش چپ پيوست و در تظاهرات دانشجويان عليه جنگ ويتنام شركت كرد ، در پايان تحصيلاتش در يك آژانس كوچك تبليغاتی سر دبير شد و اولين رمانش را كه درباره يكی از قديسين مسلمان بود نوشت ولی اين اثر چاپ نشد ، سلمان رشدی مايوس نشد و دومين اثرش را كه مجموعه داستان گريموس بود منتشر كرد اما اين رمان هم به توفيق چنداني دست نيافت ، سلمان رشدی باز هم به كار خود ادامه داد ودر سال 1981 رمان بچه های نيمه شب را منتشر كرد ، اين رمان در زمينه استقلال هند بود كه از زبان جوانی مسلمان حكايت می شد ،  اين رمان با استقبال مطبوعات انگليس و با خشم هندوان مواجه شد ، زيرا سلمان رشدی در اين رمان خانم گاندي را بيوه لقب داده و از فساد دولتي هند انتقاد كرده بود در سال 1983 سلمان رشدی اثر مشهور ديگر خود را به نام شرم منتشر كرد كه درباره پاكستان بود و در آن تاريخ و افسانه و واقعيت را با هم مخلوط كرده بود ، اين رمان در پاكستان ممنوع شد زيرا از بينظير بوتو نخست وزير وقت پاكستان با لقب باكره آهني ياد كرده بود اما همين رمان در فرانسه جايزه بهترين رمان خارجی را به خود اختصاص داد .

لبخند جگوار ، سفري به نيكاراگوا، سناريوی دو فيلم تلويزيونی ، از ديگر آثار سلمان رشدی هستند كه باعث شدند سلمان رشدی جوايز ادبی بوكر پرايز ، جيمز نيت ، بلك مموريال و جايزه انجمنهای  ادبی انگليسی زبان را ببرد و آثارش به بيست زبان ترجمه و منتشر گردد .

مشهورترين رمان سلمان رشدی در نزد مسلمانان آيه های شيطانی می باشد ، اين كتاب بر خلاف آنچه كه مسلمانان می پندارند اثری ضد اسلامی  نيست و تنها بخش كوچكی از آن به اسلام اختصاص دارد .

نويسنده اين رمان به سبك صادق هدايت افسانه و واقعيت و تاريخ را با يكديگر در آميخته است  و اثری سو رئاليستي ايجاد كرده است .

داستان اين رمان با سقوط و انفجار هواپيمای جامبوجت بوستان كه بوسيله تروريستها ربوده شده است در آسما ن شهر لندن آغاز ميشود ، تنها نجات يافته گان اين هواپيما دو هنر پيشه سينما ی هندی هستند كه كه نامشان به ترتيب صلاح الدين چمچاوالا ( معروف به صلدين ) و جبرئيل فرشته می باشد، داستان تا پايان حول محور اين دو فرد می چرخد ، اين دو بازيگر چهر ه های متضادی دارند و تا پايان داستان چندين بار شخصيت خود را عوض می كنند .                                                                                                                                                       

   در اين داستان نويسنده به واقعيتهای بسياری نظير ، فاجعه بوفال هند ، بد رفتاری انگليسيها با مهاجرين هندی ، كشتار كودكان در آسام ، جنگ فالكلند ، جنگ ويتنام و خطر مواد مخدر ، و شيوع پديده چند قلو زائي ، جنجال زاغه نشينی ، انقلاب ايرا ن و ... اشاره كرده است  ، اين داستان سفيدها و سياهها و دنيای تضادهاست ، چرا كه هر چهره ای به راحتی شخصيت عوض می كند ، و خواننده را بارها  به شك مياندازد كه حقيقت چيست و حق با كيست و منظور نويسنده واقعا چيست ؟

فصل دوم كتاب كاملا  به اسلام اختصاص يافته است ،اما در اينجا نيز از زبان طنز و اشاره استفاده شده و شخصيتها همه استحاله شده و تغيير نام يافته اند نويسنده در اين بخش  پيامبر اسلام را  ماهوند و اسلام را تسليم و  قرآن را كتاب قانون و مكه را جاهليه و ابوسفيان را ابو سيمبل می نامد و انتخاب نام كتاب ( آيات شيطانی ) نيز از اين فصل بر مبنای واقعه غرانيق  مي باشد ( مسلمين معتقدند شيطان آيه هائی را بر زبان پيامبر جاری كرد كه در آنها پيامبر بتهای لات و عزی و منات را ستايش كرد و اين به واقعه غرانيق مشهورست ) ، داستان در اين فصل با ظهور ماهوند پيامبر در جاهليه آغاز ميشود و حوادث تا سقوط شهر جاهليه بوسيله پيروان ماهوند و سپس فوت پيامبر ادامه می يابد .

در پايان رمان ، جبرئيل فرشته، بازيگر نقشهاي مذهبی كه ديگر از زندگي اش خسته شده در برابر دوستش صلدين با كشيدن ماشه اسلحه در دهان خودكشی می كند و به قول نويسنده آزاد می شود .

رمان آيه های شيطانی محور خاصی ندارد و بر داشت های گوناگونی از آن لحاظ مي شود و آن مقدار كه نويسندگان آثار ديگر ی نظير  ، 23 سال ( علي دشتي ) ، تولدی ديگر( شجاع الدين شفا) ،آيا خدا مرده است ( هوشنگ معين زاده ) والله اكبر( دكتر علی انصاری )و علي نماد شيعه گري (آله دالفك) واسلامشناسي بخش يك و بخش دو   علي مير فرطوس و قرآن نوشته ای به سبك پارسی  (سياوش اوستا يا حسن عباسی)شيعه گری ( احمد كسروی ) و هومر آبراميان وبهرام مشيری و رضا فاضلی وديگران به اسلام تاخته اند ، اين كتاب هيچ اثر و مدركی را بر ضد اسلام ارائه نمی دهد ، تنها لحن سخن نويسنده است كه گاه حيطه ادب را زير پا می گذارد و خواننده متعصب را به واكنش وا می دارد . (با دانلود فايل زير ميتوانيد اطلاعات جامعی را درباره سلمان رشدی جمع آوری كنيد) . http://files.myopera.com/myhide/book/Bazshenasi-Qran01.pdf


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط HIRBOD در شنبه نهم تیر 1386 و ساعت 20:8 |