تبليغاتX
در جستجوی راز آفرینش

 

آیا انسانها را میتوان از جامعه جدا کرد و هر کدام را به تنهائی به عنوان یک سیستم مورد مطالعه قرار داد ؟                                                                                                                       

  آیا ما می توانیم رابطه خود را با جهان خارج قطع کنیم و هیچگونه تاثیر و تاثری را نپذیریم ؟

بدون شک جواب پرسشهای بالا منفی است هر یک از ما به ظاهر با اینکه هویت فردی جداگانه ای داریم اما در اصل بخشی از هویت جمعی جامعه هستیم  ما از دیگران تاثیر می گیریم و بر دیگران تاثیر می گذاریم جامعه است که هویت ما راشکل میدهد و ما هستیم که جامعه را می سازیم .

جامعه چون هویت ما را می سازد در اعمال ما نیز سهیم است ما اگر جرمی مرتکب میشویم جامعه نیز سهیم است و اگر کار نیکی انجام می دهیم جامعه  نیز در انجامش سهیم است .این جامعه است که در بستر خود جنایتکارانی مانند صدام را پرورش می دهد چرا که اگر محیط رشد مناسب نباشد هرگز بذر جرمی جوانه نمیزند صدام به تنهائی مجرم نیست بلکه جامعه عراق نیز مجرم است که افرادی را مانند صدام در بستر خود می پروراند و رشد میدهد همه سر بازان و فرماندهان و مردمی که باعث رشد افرادی مانند صدام شده اند در اعمالش سهیم می باشند  . هیچ کس به تنهائی مسئول اعمال خویش نیست یک جامعه سالم انسانهای سالمی را در دامن خود می پروراند و یک جامعه فاسد خود فاسد پرور است در حقیقت همه ما نسبت به یکدیگر مسئول هستیم طبیعت نیز اینرا خوب درک میکند و اجرا می کند چرا که در طبیعت بمانند یک سرباز خانه اصل مجازات جمعی وجود دارد وهر فردی که جرمی مرتکب شود کل مجموعه مجازات میشود .

+ نوشته شده توسط HIRBOD در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 8:5 |

 ما از این جهان هیچ نمی دانیم و لازم هم نیست که همه چیز را بدانیم . کارگری که در یک کارخانه بزرگ کار می کند احتیاجی ندارد که از کارهمه ابزارها و بخشهای کارخانه اطلاع داشته باشد  او تنها به آن مقدار از اطلاعات نیاز دارد که برای کار خودش لازم است . کشاورزی که سیب زمینی می کارد لازم نیست که همه دانش زیست شناسی را فرا گیرد و پس از گرفتن مدرک دکتری در زیست شناسی بیاید در مزرعه سیب زمینی یا گندم بکارد بلکه او با داشتن اندکی دانش تجربی میتواند این کار را بهتر از بسیاری از دانشمندان انجام بدهد . ما نیز به همه دانش جهان نیاز نداریم و با همین دانش اندک خود می توانیم خوشبخت زندگی کنیم (همانند گذشتگانمان ).ما اگر هم بخواهیم همه چیز را بدانیم هر گز نخواهیم توانست به هدفمان برسیم زیرا مغز ما گنجایش همه علوم را ندارد و با آموختن برخی از مطالب جدید مطالب قدیمی را از یاد میبریم و از طرف دیگر ما فرصت آموختن همه دانشها را نداریم .

+ نوشته شده توسط HIRBOD در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 8:4 |

راز جاو دانگی ما

ما فرزندان جهانیم اما نه جدای از جهان ما از ماده به دنیا می آئیم ودر ماده زندگی میکنیم و پس از مرگ به ماده باز می گردیم . ما جاودانه ایم و با مرگ به پایان زندگی نمی رسیم زیرا ماده ای که ما را بوجود اورده است پس از مرگمان از بین نمی رود بلکه دوباره به اشکال دیگری به وجود خود ادامه می دهد مرگ در حقیقت یک تغییر در نظم بین عناصر سازنده بدن ما میباشد . این نظم  خاص بین عناصر بدن من است که هویت کنونی من را  شکل داده است و اگر این نظم تغییر کند هویت من نیز تغییر خواهد یافت . با مرگ من آنچه که تغییر می یابد در حقیقت نظم بین عناصر بدن من است و گر نه هیچ چیز از بین نمیرود و اگر کسی باشد که بتواند عناصر بدن مرا دوباره با همین نظم کنار یکدیگر بچیند میتواند دوباره مرا خلق کند . چیزی به نام مرگ در جهان وجود ندارد چرا که مطابق نظریه انیشتین ماده و انرژی نه بوجود می آید ونه از بین می رود . مرگ اصطلاحی است که ساخته ذهن ماست و از نظر فیزیکی  تبدیل یک مجموعه منظم به یک مجموعه نامنظم را می توانیم مرگ بنامیم چرا که پس از( در اصطلاح )مرگ ما تنها چیزی که تغییر می کند نظم بین عناصر بدن ماست و گر نه خود عناصر بدن ما عوض نمی شوند و اگر به فرض عوض هم شوند بازهم تفاوتی نمیکند زیرا  عناصر با یک دیگر تفاوتی ندارند و هیچ اتم کربن و هیدروژنی بهتر از اتم کربن و هیدروژن دیگر نیست .

ژنوم هائی که مسئول نظم بدن من هستند در بدن هم نژادهای من نیز وجود دارند پس همین الآن و یا در آینده ممکن است انسانهائی متولد شوند که کاملا شبیه من باشند و یا مانند من فکر کنند و من می توانم پس از مرگم جاودانگی خودم را در وجود این انسانهای زنده ببینم و اگر هیچ انسانی بر روی زمین وجود نداشته باشد باز هم من احساس جاودانگی میکنم زیرا من جزئی از جهان بوده و هستم و عناصر بدن من هرگز از بین نخواهند رفت و دوباره با یک تغییر نظم می توانم به وضعیت کنونی خود باز گردم.

+ نوشته شده توسط HIRBOD در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 8:3 |

 اگر می خواهی فکر یا عقیده انسانی را عوض کنی مستقیما با افکار و عقاید او مبارزه نکن زیرا هر کسی از افکار و عقاید خویش ولو به بهائی گزاف  دفاع خواهد کرد شما برای تغییر باور های افراد بهتر است از راه غیر مستقیم تلاش کنید اطلاعاتی را که باعث آن فکر و یا عقیده در وی شده است را تغییر بدهید و یا نقض کنید . زیرا اطلاعات و تجارب قبلی ما سر چشمه عقاید و افکار کنونی ماست و اگر دانش پایه ما تغییرپیدا کند باورها و به طور کلی جهان بینی ما تغییر می یابد . برای نمونه روحانیون مذهبی که دانش پایه آنها علوم دینی می باشد دارای اعتقادات قوی مذهبی می باشند و به شدت از باورهای خود دفاع می کنند ولی پزشکان و مهندسان فنی که دانش پایه انها بیشتر غیر دینی است . عقاید مذهبی آنها سست می باشد و چندان پایبند به دین نمی باشند در حقیقت هر دانشی جهان بینی خاص خود را بدنبال می اورد . در این میان وظیفه رسانه ها بسیار مهم می باشد رسانه ها باید اطلاعات درست راچه مثبت و چه منفی بدون سانسور در اختیار افراد جامعه قرار  داده و نگران قضاوت مردم نباشند مردم با داشتن اطلاعات درست بهتر می توانند با واقعیت روبه رو شوند و درستر می توانند قضاوت کنند . با افزایش دانش و اطلاعات یک ملت بسیاری از سنت ها و باور های غلت و عادات نادرست از بین می روند و افراد آن ملت از سطحی نگری و تحجر دست برداشته و از دید واقع بینانه تری به مسائل نگاه میکنند . در حقیقت رسانه ها نباید به مردم بگویند کدام راه درست و کدام راه نادرست است انها فقط باید اطلاعات صحیح را در اختیار مردم قرار داده و قضاوت را بر عهده خود آنها بگذارند .                                  

  لازم به ذکر است که این بحث یکی از بحث های جنجالی فلاسفه و روانشناسان است که ریشه آن به افکار رواقیون در یونان باستان باز می گردد که معتقد بودند احساسات و اعمال و رفتارهای ما تابع اندیشه و شناخت ما نسبت به جهان می باشد .

ای برادر تو همه اندیشه ی               ما بقی خود استخوان و ریشه ای

گر بود اندیشه ات گل گلشنی              ور بود خا ری تو هیمه گلخنی

+ نوشته شده توسط HIRBOD در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 8:3 |

                                            الگوی مناسب جوانان -                                            

    زنده ` عینی و واقعی   

الگوی انسانها باید واقعی و عینی و زنده و در دسترس  و مربوط به جهان معاصر باشد و از الگوهای خیالی و مرده و مبهم ومربوط به زمان و قرون گذشته نمیتوان پیروی کرد ولی می توان از تجارب آنها بهره برداری کرد زیرا اگر از گذشتگان الگو برداری کنیم هرگز پیشرفتی نخواهیم داشت چون پیشرفت با نو آوری مترادف است و تقلید از گذشتگان باعث رکود می شود و مانع پیشرفت است و بهتر است که ما از انسان های زنده نیز الگو برداری نکنیم و حرکات انها را تقلید نکنیم زیرا بدینگونه ما تنها به عنوان نسخه ای از او تبدیل خواهیم شد و نه چیز دیگر بلکه بهتر است که ما تنها از تجارب انسانهای موفق استفاده کنیم و تجارب موفق آنها را تکامل ببخشیم حتی متکاملتر از نمونه اصلی آن و چیزهائی را مطابق زمان و مکان به آن افزوده و یا بکاهیم و هر گز تقلید صرف نکنیم که این باعث رکود ما می شود و ما باید بدانیم که آنچه باعث پیشرفت و موفقیت یک انسان در یک مکان و زمان خاص شده ممکن است در زمان و مکان ما صدق نکند و تجارب او و کارهای او در زمان ما حتی باعث عقب ماندگی و شکست ما بشود .                  پس در یک سخن باید بگوئیم هرگز از دیگران تقلید نکن و دیگران را الگوی خود قرار مده ولی از پیروزی ها و شکستهای آنها برای ساختن زندگی بهتر بهره گیری کن و باید بدانی که راه برتر که مطابق وجود و زمان و شرایط تو باشد را باید خودت انتخاب کنی و راههائی که دیگران برای رسیدن به موفقیت طی میکنند ممکن است با شرایط تو سازگار نباشد .

+ نوشته شده توسط HIRBOD در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 8:2 |

 به نام یزدان پاک – اورمزد بزرگ – خدای امشاسپندان و فروهرهای پاک که نگهبان پاکی هستند ودروگ و ناراستی را دشمن میدارندو درود بر زرتشت دارنده ستاره زرین و پیروان پاک نهادش که فرمان داد به نیکوی و گستراند ائین راستی رادر زمین تا همگان راه خویش برگزینند - راه راستی یا راه دروگ را ودور دارند از خویشتن اهریمن را و پرستش کنند یزدان را ان اورمزد بزرگ که سرچشمه روشنایی است وروشنایی از اذر پس خواست بندگان را به پالایش اذر که ایین پاکی در سه چیز است : پندار و گفتار وکردار که هر سه را نیکوی باید که این است میوه ادیان .که سرشت پاک را پاکی شایدوخرمی – چرا که در دین بهی  پاکی سرچشمه خرمیست وخرمی سرچشمه پاکی زانکه پیامبر پاک دین چون چشم گشود بخندید و جهانیان را خرمی اموخت . پس باید در مهرگاهان و تیرگاهان و نوروز جشن ساخت وشادی کرد و برای گسترش دین بهی سرود امید خواند که یزدان پاک هرگز نپسندد که پاکان اندوهناک و ناشاد باشند که اندوه نیز چون پلیدی سرشته اهریمن است وناپاک 

پروردگارا بر زرتشت و پیروان پاکش درود بفرست .

 

+ نوشته شده توسط HIRBOD در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 21:9 |

تنها وجه برتری انسان بر حیوان  ملاک هوش برتر میباشد . چرا که اگر حیوانات نیز به اندازه انسان باهوش بودند چه بسا که از ما پیشی می گرفتند چر اکه آنها اکثرا از نظر نیروی بدنی بر ما برتری دارند اما هوش از همه فاکتورها وملاکها مهمتر است . چرا که تفکر و اختیار و تکلم و اخلاق و دیگرمزیتهای انسانی ما همه زیر مجموعه هوشند و حیوانات نیز با افزایش هوش میتوانند به این مزیت ها دسترسی پیدا کنند  . ما اگر به جوامع انسانی خودمان نیز نگاه کنیم می توانیم این امر را در یابیم چرا که عقب مانده گان ذهنی که بهره هوشی کمتری نسبت به ما دارند قوه اختیار و تکلم و تفکر آنها هم ضعیفتر است و نظام ارزشی پستتری دارند و بیشتر متکی به غرایز خود هستند .

+ نوشته شده توسط HIRBOD در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 21:6 |

 معیارهای اخلاقی و گناه و ثواب را انسان پس از اجتماعی شدن خود بوجود آورده است تا آسوده تر زندگی کند و این معیار های اخلاقی با توجه به بافت و نیاز های جوامع متفاوت است به گونه ای که گاه معیارهای اخلاقی یک جامعه ضد معیار های اخلاقی جامعه دیگر میباشد . ملاک و پایه سنجش هر معیار اخلاقی برطرف کردن نیازهای متعدد آدمی میباشد . برای مثال -  عدالت یک فعل اخلاقی است که باعث می شود هر کس برمبنای تلاش و لیاقت خود به حق خود برسد و نیاز های اساسیش را ارضا کند و یا کسب دانش برای ما یک کار و ارزش اخلاقی است زیرا  نیاز مادی وروحی ما را برآورده می کند وبه ما سود می رساند .

اخلاق را می توان به دو بخش تقسیم کرد :                                                                                                  

1 – اخلاق غریزی:  که بین انسان و حیوان مشترک می باشد و در مورد انسان آنرا فطری می گویند . مانند مهر مادری نسبت به فرزند

2 – اخلاق آموختنی : این اخلاق از آن انسان است و گاه برخی از حیوانات باهوش نیز آنرا فرا می گیرند . کودک انسان پس ازتولد رفته رفته و بر اساس نیازهای هر جامعه معیارهای اخلاقی آن جامعه را می آموزد و سعی می کند برای اینکه مورد تحسین قرار بگیرد رفتارهای خودرا با آن معیار ها همگون سازد . مثلا راستگوئی یک فعل اخلاقی است که انسان آنرا به به تدریج در جامعه می آموزد و هیچ کودکی فطرتا راستگو و دروغگو به دنیا نمی آید . ویا فعل اخلاقی حیا وعفت داشتن را انسان از جامعه خویش می آموزد و اگر کسی این فعل را به او نیاموزد انسان درارضای غریزه جنسی خود مانند حیوانات عمل میکند .

(در بینش مذهبی ما نام فعل های اخلاقی و و ضد اخلاقی را گناه و ثواب می گذاریم )

فعل اخلاقی نوع اول در بین همه همه انسانها مشترک است ولی اخلاق نوع دوم در بین انسانها به اشکال گوناگونی دیده میشود که برخی از انها مشترک و برخی دیگر متفاوت وگاه متضاد هستند مثلا ملاک ارزشی راستگویی و دانش طلبی در بین همه انسانها مشترک است و همه آنرا ارزش می شناسند اما فعل اخلاقی قربانی کردن حیوانات تنها مخصوص برخی از ملل شرقی ( مانند مسلمانان) است و بسیاری از ملت ها آنرا قبیح میدانند .

+ نوشته شده توسط HIRBOD در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 21:3 |

استرس عبارت است از هر گونه فشار اضافی که بر جسم یا روان انسان وارد شود و به عنوان عامل تهدید کننده وحدت روان – زیستشناختی انسان به  شمار آید .استرس نه تنها بر روان انسان تاثیر منفی میگذارد بلکه ممکن است باعث بیماریهای جسمی مانند زخم معده – سکته مغزی – حملات قلبی – آسم – سردرد و مشکلات قائده گی و ... نیز شود . البته مقدار کمی از فشار روانی نه تنها زیان ندارد بلکه لازم است تا زندگی سرد و بی روح نباشد.

فشار روانی در طول تاریخ بشر وجود داشته است ولی امروزه به علت زندگی جدید ماشینی بر میزان آن افزوده شده است . با این وجود مقاومت افراد در برابر فشارهای روانی متفاوت است و بستگی به شخصیت و موقعیت محیطی و خانوادگی آنها دارد . موقعیتهای استرس زا برای همه پیش میآید اما آنچه که مهم است برداشت فرد از واقعه ونحوه برخورد با حادثه می باشد .

برای مقابله با فشارهای روانی راههای زیادی مانند هیپنوتیزم – یوگا – مراقبه و تمرکز حواس و ... وجود دارد . در این متن سعی می کنیم به تعدادی از این راه حلها که ساده ترند و برای همه قابل اجرا هستند اشاره کنیم . 

1 – اگر بیماری خاص جسمی ندارید میتوانید با آب سرد دوش بگیرید و یا آبتنی کنید . ولی اگر انجام اینکار برای شما مقدور نیست میتوانید تنها به شستن پاها ودست و صورت اکتفا کنید .

2 – فهرستی از مواردی که باعث ناراحتی و یا ایجاد استرس در شما شده اند را در یک برگ کاغذ بنویسید و سپس آنها را چند بار خوانده و در پایان آتش بزنید .

3 – در منزل ویا محل کار خود یک کیسه شن تهیه کنید و در مواقعی که عصبانی هستید با مشت و لگد به آن ضربه بزنید . این کار باعث میشود استرس و ناراحتی شما تا اندازه زیادی تخلیه شود .

4 – میتوانید از تمرین های تن آرامی ( آرام بخشی ) برای رسیدن به آرامش بهره بگیرید .بدین منظور بر روی تشکی نرم و راحت دراز بکشید و چشمهای خود را ببندید و به هیچ چیز فکر نکنید . سپس عضلات بدنتان را به ترتیب از انگشتان پا گرفته تا ابروها در سر یکی یکی منقبض کرده و چند دقیقه در این حالت نگه دارید و سپس آنها را رها کنید . (این تمرین را برروی صندلی نیز میتوانید انجام بدهید).

5- از تلقینهای مثبت در زندگی خود استفاده کنید و تلقینهای منفی را مانند( من دیگر خسته شده ام – دیگر نمی توانم کسی را تحمل کنم و ... ) از ذهن خود دور کنید . تلقین های مثبت فراوان هستند   مانند: من فعال و پرکار هستم – من از عهده کارهایم بر می آیم و ... یکی از این تلقینهای مثبت کامل که- امیل کوئه- ( کاشف تلقین )ارائه داده جمله زیر است که می توانید در شبانه روز دهها بارآن را تکرار کنید تا ملکه ذهن شما شود ( من هر روز و هر لحظه و هر آن از هر حیث و هر جهت بهتر وکاملتر می شوم ).

6 – با انجام ورزش و فعالیت های بدنی شما شما میتوانید بسیاری از ناراحتی های خود را دور بریزید .

7 – گذشته و آینده را رها کنید و تنها سعی کنید در زمان حال زندگی کنید .

8 – به فکر انتقام نباشید سعی کنید دیگران را ببخشید .

9 - ارتباط با مردمان آرام و مثبت بین میتواند به آرامش شما کمک کند .

10 – فعالیتهای پر استرس خود را در صورت امکان برای مدتی رها کنید و به کار دیگری بپردازید .

11 – دستان خود را به نرمی بر روی چهره خود بکشید تا آرام شوید .

12 – گاهی رو به آینه بایستید و به خود لبخند بزنید .

13 – به مکانی مذهبی مانند مسجد – معبد – کلیسا و... بروید و مدتی را درآنجا با آرامش بگذرانید .

14 – با نواختن موسیقی و با گوش دادن به آن آرامش و لذت را به زندگی خود باز گردانید .

15 – بوئیدن گل و بوی خوش موجب افزایش سروتونین در مغز و باعث آرامش می شود

16 – خانه را برای مدتی رها کنید و در طبیعت ( جنگل – کوهستان – دریا و ... ) به تفریح بپردازید .

17 – درباره احساس و مشکل خود با دوستی راز دار و یا یک مشاور متبحر درد دل کنید این کار باعث تخلیه روحی شما میشود .

18 – به هنگام تنش ماساژ ابروها به سمت پیشانی و شقیقه ها پدید آورنده آرامش است .

19 – آرامیدن در وان حمامی گرم و یا شناور شدن در آب یک استخر آرام بخش و نشاط آور است .

20 – شانه کردن موی سر و ماساژ پوست میتواند می تواند استرس را تا حد زیادی رفع کند .

21 – خوردن شیر برای شما آرامش و شادی پدید می آورد زیرا اسید امینو تریپتوفان موجود در شیر آرامش بخش است

22 – ماساژ پشت دست با سر انگشتها به آرام سازی  شما کمک می کند .

23 – به هنگام استرس ماساژشقیقه ها یکی از آرام بخش ترین کار هاست .                                                                 

 24 – هدف های دور از دسترس را کنار بگذارید و به جایش هدفهای آسان تری را بر گزینید . تا از زندگی خود بیشتر لذت ببرید .

25 – اگر کاری را نمیتوانید برای کسی انجام بدهید با گفتن نه خود را از تنش رها کنید .

26 – در هر ساعت پنج دقیقه به طور کامل استراحت کنید وبه هیچ چیزی فکر نکرده و تنها به صدای تنفس خود گوش بدهید .

27 – یکی از راههای مبارزه با تنش و استرس دویدن و پیاده روی است

28 – با دعا و نیایش می توانید به احساس آرامش وصف ناپذیری دست یابید .

29 – لحظاتی از وقتتان را به باغبانی و پرورش گیاهان اختصاص بدهید .

30 – با مردم روز گار هر چه هستند خوب تا کنید و آنها را به خاطر اشتباهاتشان ببخشید در برخورد با دیگران خونسرد باشید و هرگز تبسم را از لبان خود دور نکنید .و همیشه بخندید حتی اگر مشکل دارید.

گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع             سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش  ( حافظ )                                                                                                                                                            ---------------------------------------------------------

منابع :

1– جرج و کریستیانی . ترجمه رضا فلاحی و محسن حاجیلو. روان شناسی مشاوره . انتشارات رشد . تهران 1377

2 – اظهری – علی . رازهای پنهان هیپنوتیزم . انتشارات مسیر . تهران 1377

3 – پاول ویلسون . ترجمه باجلان فرخی . کتاب کوچک آرامش . انتشارات فراروان . تهران 1379

4 – دیوید گلدارد . ترجمه سیمین حسینیان . مفاهیم بنیادی مشاوره . انتشارات آگاه . 1378

---------------------------------------------------------

 

 

+ نوشته شده توسط HIRBOD در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 21:2 |

 ترکان ایران و ترکیه خود را از نژآد ترکان استپ های آسیا ی میانه می دانند و ترکان ترکیه بر این هویت خود بسیار می بالند و معتقدند که آنها بر مردم یونان و ارامنه آسیای صغیر غلبه کرده اند و سرزمین ترکیه را تسخیر کرده و بر اساس هویت و نژاد ترکی کشورشان را پایه ریزی کرده اند در صورتی که واقعیت اینگونه نیست و ترکان آذربایجان وترکیه در واقع ترک نیستند بلکه تنها زبان آنها ترکی است و نژاد آنها ترکی نیست . زیرا ترکان اصیل که امروزه ساکن قرقیزستان وتاتارستان وقزاقستان و ترکستان چین هستند از نژاد زرد هستند . در صورتی که آذربایجانیها از نژاد سفید وآریائی هستند ووترکان ترکیه نیز مخلوطی از نژاد یونانی و آشوری وعرب و ارمنی بوده و زرد پوست نیستند .در حقیقت ترکان ایران وترکیه تنها از نظر زبا ن ترکی صحبت میکنند واز نظر نژاد ترک نیستند . این تغییر زبان نیز به علت سلطه طولانی مدت قبایل مهاجم ترک زبان بر ایران وروم شرقی ( ترکیه امروز ) بوده است .سلطه قبایل ترک نظیر سلجوقیان  - غزنویان –تیموریان- مغولان - قبایل اق قوینلو و قره قوینلو و... به مدت سدها سال بر ایران و روم شرقی زبان و فرهنگ این دو کشور را تا اندازه زیادی تغییر داد و گرنه قبل از هجوم ترکان بر ایران آذربایجانیها فارسی و مردم ترکیه یونانی صحبت می کردند . ترکان زردپوست هر چند که با هجوم خود توانستند زبان بخشی از مردم ایران و روم را ازبین ببرند اما هرگز نتوانستند نژاد خود را بر انها غالب کنند چرا که آنها همیشه در اقلیت بودند و ترکیب نزادی آنها با بومیان نیز تاثیر چندانی نداشته و انها را زرد پوست نکرده است . پس ترکان ایران وترکیه بهتر است دست از این هویت دروغین خود بردارند و به ریشه اصلی خود بازگردند . انان اگر به کتب تاریخی نظیر شاهنامه مراجعه کنند در میابند که ایران و روم هیچ وقت ترک نشین نبوده اند و ترکان( تورانیان ) در آنسوی رود جیهون در آسیای میانه مسکن داشته اند . و گاه که قدرت پیدا می کردند به ایران هجوم می اورده اند  و زرتشت  پیامبر و کورش بزرگ در جنگ با ترکان کشته شدند .

+ نوشته شده توسط HIRBOD در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 21:1 |

    انسانها بر یکدیگر تاثیر می گذارند و مسیر زندگی یکدیگر را تغییر می دهند . نه تنها انسانها بر یکدیگر تاثیر میگذارند بلکه جانوران و گیاهان و موجودات بی جان نیز برسرنوشت انسانها تاثیر می گذارند . این تاثیر ممکن است زیاد ویا کم باشد اما در هر صورت وجود دارد . برخی از انسانها تاثیر زیادی بر جامعه می گذارند ( مانند پیامبران ) اما مردم عادی تاثیرشان اندک است در این میان اشو زرتشت می گوید :  هر کس کردار نیکی انجام بدهد به سپاه نیک اهورا مزدا کمک کرده و در سرنوشت نهائی جهان موثر است و بالعکس .این کاملا درست است زیراهر عمل نیکی زنجیره ای از پاسخها و بازتابهای مثبت را در پی خواهد داشت که در گستره زمانی و مکانی حرکت می کنند و و ممکن است بسته به قدرت آن عمل هزاران سال بعد و در مکانهائی متفاوت بازتاب مثبت آن منعکس شود (مانند تعالیم پیامبران ) . کوچکترین حرکات ما ( حتی پلک زدن ما ) بر روی سرنوشت نهائی جهان تاثیر می گذارد زیرا همین پلک زدن ساده امواج الکترو مغناطیسی پخش می کند که در کل جهان منتشر می شود وهمچنین مقداری از هوا را جا به جا می کند و دیگر .... مثلل معروفی وجود دارد که می گوید اگر پروانه ای در این طرف زمین بال بزند در سوی دیگر زمین احتمال دارد گردباد  شود .

ما انسانها هر کدام به مانند یک دانه زنجیر از یک زنجیره بلند و طولانی انسانی در طول زمان هستیم . هر چند که یک دانه زنجیر به تنهائی ارزش و اهمیتی ندارد ولی استحکام و دوام و بقای زنجیر به دانه هایش بستگی دارد و سستی یا قوت هر دانه باعث ضعف یا استحکام کل زنجیر می شود ضعف و قدرت اعمال ما با مرگ ما به پایان نمیرسد بلکه باقی میماند و به رشته های زنجیره  انسانی در زمانهای دیگر منتقل میشود و حتی ممکن است انعکاس آن در طول حیات ما به خودمان و یا پس از مرگمان به فرزندانمان برسد .چرا که مطابق قانون نیوتن هر کنشی واکنشی دارد . درست برابربا آن وبر خلاف  جهت آن .

 

+ نوشته شده توسط HIRBOD در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 21:1 |

 

در همه انسانها دو نیرو ومیل درونی وجود دارد :

1 – میل به سلطه جوئی

2 – میل به سلطه پذیری

در برخی از انسانها میل اول برتری دارد ودر برخی دیگر میل دوم اما به طور کلی آمیزه ای از این دو میل در هر انسانی وجود دارد و رفتار اورا شکل میدهد.

هنگامیکه انسان موجودی ناتوانتر از خود را می بیند میل سلطه جویی در وی تقویت میشود و سعی میکند آن موجود را تحت سلطه خود قرار دهد و هنگامی که فرد موجودی مقتدرتر و قویتر از خود را می بیند که نمی تواند بر وی سلطه یابد . میل سلطه طلبی وی فروکش کرده و جای خود را به میل سلطه پذیری می دهد

و فرد سعی میکند با پذیرفتن سلطه فرد قوی تر برای خود نقطه اتکائی پیدا کرده و احساس امنیت نماید .ما در اطراف خود نمونه های فراوانی از این دو میل را میتوانیم مشاهده کنیم .

--کودکی که با عروسکش بازی میکند – پسری که با حیوان کوچک خانگی دوست می شود واورا نوازش یا اذیت می کند – جوانی که از موتور سیکلت سواری لذت میبرد – مرد یا زنی که دوست دارد از بچه های کوچک مراقبت کند – ورزشکاری که برای اول شدن تلاش می کند – فردی که برای رسیدن به یک پست ومقام مهم تلاش می کند و .....   همه نمونه هائی از میل سلطه طلبی انسانها می باشند .

--احترام انسانها به مظاهر قدرت مانند شیر  ویا فاتحان بزرگ مانند اسکندر و کوروش و قدرتهای اقتصادی و نظامی – عبادت خداوند یا بتها – تقلید کودک از بزرگترها – اطاعت یک سرباز از فرمانده خود – عضویت یک فرد در یک انجمن یا حزب و گروه و........ نمونه هائی از میل انسانها به سلطه پذیری می باشند .

ناگفته نماند که این دو میل انسانها فقط به موجودات زنده منتهی نمیشود بلکه اشیاء و مفاهیم انتزاعی را نیز در بر می گیرد . برای نمونه پرستش خداوند نوعی سلطه پذیری انتزاعی و تمایل کودکان به عروسک نوعی سلطه طلبی نسبت به اشیاء بی جان میباشد . 

 

+ نوشته شده توسط HIRBOD در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 21:0 |

 مذهب باید در کنار ملیت باشد و همراه و همسوی با آن ونه برضد آن . این دو با همیاری یکدیگر میتوانند باعث پیشرفت یک جامعه گردند . در این میان ملیت بر مذهب می چربد و مذهب باید دنباله رو ملیت باشد زیرا مذهب  برای انسان ساخته شده  و نه انسان برای مذهب . اگر ما به خاطر مذهب به ملیت پشت کنیم یقینا در دراز مدت زیان خواهیم دید . تجارب هزاران ساله ملل گوناگون این مطلب را به آسانی به ما می آموزند که ملتهایی که مذهب از آن خودشان و از فرهنگشان بوده نسبت به مللی که مذهب ملل دیگر را پذیرفته اند ( و در حقیقت فرهنگ بیگانه را که همراه مذهب است پذیرفته اند ) زودتر پله های ترقی را طی کرده اند  همانند ایرانیان باستان که دین زرتشتی از آن خودشان بود و با تکیه بر ملیت خود نیرومند ترین قدرت جهان گشتند ولی هنگامی که دین خود را از دست دادند و دین اعراب را پذیرفتند . قدرت و عظمت خود را نیز از دست دادند و زیر دست بیگانگانی شدند که روزگاری زیر دست آنها بودند ولی اعراب چون دین از خودشان بود و بر اساس فرهنگ و مکتبشان بود توانستند بزرگترین تمدنهای جهان را نابود کنند و تمدنی تازه بوجود آورند .

دین به عنوان بخشی از فرهنگ یک جامعه می تواند در حفظ اخلاق عمومی و جلو گیری از فساد نقش عمده ای را ایفا کند . دین بهتر است هرگز در سیاست واقتصاد یک مملکت وارد نشود زیراهم ارزش خود را از دست می دهد و هم چونان بندی دست وپای پیروان خود را بسته و مانع رشد کشور و خلاقیت ونو آوری میشود  .

در شاهنامه فردوسی آورده شده است که رستم نمودار ملیت ایرانی و اسفندیار نمودار دین ایرانی تا هنگامی که با هم هستند دشمنان ایران ( تورانیان وتازیان و... ) جرئت حمله به ایران را ندارند ولی هنگامی که این دو مظهر قدرت رودر روی یکدیگر قرار می گیرند عزت و عظمت ایران نیز بر باد می رود تا جائی که اسفندیار به دست رستم کشته می شود و و پس از اندکی رستم نیز به عقوبت این کار به دست برادرناتنی خود شغاد  کشته میشود و ایران مرحله به مرحله به سمت زوال کشیده میشود تا جائی که تازیان به ایران حمله می کنند وکسی جلو دار آنان نیست .

+ نوشته شده توسط HIRBOD در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 21:0 |

 ما در تعالیم مذهبی و دینی خود برداشت های گو ناگونی از خداوند داریم وگاه صفاتی را به خداوند نسبت می دهیم که در خور و شایسته خداوند نیست و بیشتر برخواسته از خلق و خوی و پندارها ونیازهای ماست . صفاتی گاه آنچنان وحشیانه که در خور و شایسته هیچ کسی نیست و حتی پست ترین انسانها هم از آن ابا دارند خداوندی شکنجه گر و کینه توز که در رستاخیز کافران و گناهکاران رابه دوزخ می برد و به سخت ترین صورت آنها را شکنجه می دهد و می سوزاند شکنجه ای که حتی جلادان و قاتلان روزگار ماهم از آن اباء دارند . خداوندی که به خاطر گناهانی کوچک پشت و روی بنده گان خود را با مس و سرب گداخته میسوزاند و چون پوست آنها سوخت پوست تازه ای را  بجایش می رویاند تا طعم عذاب را سخت تر بچشند و عقرب ها و مار هایی که در دوزخ گذاشته تا انسانها را بگزند و شکنجه دهند و آتش دوزخ که از هر طرف بر انسانها حائل کرده و ماموران عذاب که به فرمان خداوند با تازیانه های آتشین بر پیکر گناه کاران میزنند و با خنجرهائی گداخته زبان را از حلقوم آدمها بیرون می آورند و چون زبانی دیگر بروید دوباره آنرا قطع میکنند به خاطر چه ؟ - به خاطر گناهانی کوچک که حتی ما دراین جهان انها را مجازات نمیکنیم و اگر هم برخی از گناهان بزرگ را مجازات می کنیم هرگز گنه کار را شکنجه نمیکنیم . ما در این جهان دروغگو وغیبت کننده و روزه خور و تارک صلات و حتی خود کافر را مجرم نمی دانیم و گناهش را فراموش می کنیم و مجازاتش نمیکنیم پس چگونه ممکن است که خداوند مهربان که به مراتب از ما بخشنده تر است انها را در دوزخ شکنجه بدهد . مگر خداوند انسان را برای عذاب کشیدن و شکنجه دیدن آفریده است .؟ مگر این دنیا خودش شکنجه گاه نیست که در دنیائی دیگر نیز باید عذاب بکشیم  ؟ ویا  مگر خدای ناکرده خداوند کینه و دشمنی ای با نوع بشر دارد که می خواهد تلافی کند ؟ ما در جهان مادی خود برای همه حق آزادی عقیده و انتخاب دین ومذهب قائلیم آنگاه چگونه ممکن است خداوند این حق را برای ما قائل نباشد و کافران و یا غیر مسلمانان را به دوزخ  ببرد .و تا ابد آنها را نگه دارد . خوب اگر کسی بخواهد تا ابد شکنجه شود آفریده نشود بهتر نیست ؟- هرآفریننده ای آفریده خود را دوست دارد. مانند پدر ومادر ما که باوجودی که آفریننده سببی ما هستند اما هرگز حاضر نمیشوند به خاطر گناهانمان مارا عذاب و شکنجه دهند پس چگونه آفریننده اصلی ما که گفته میشود بسیار بیشتر از پدر ومادر مارا دوست دارد میتواند ما را شکنجه بدهد . آیا بهتر نیست برداشت خود را نسبت به خداوند عوض کنیم و خدای مهربان و بخشاینده را جایگزین خدای خشمگین کنیم . این تصویر خشن خدای را اعراب بیابان گردی ساخته اند که در محیط خشن کویر زندگی میکردند و خلق وخوی خشن خود را که برتافته از محیط بیابان بوده به خداوند نسبت داده اند .

+ نوشته شده توسط HIRBOD در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 20:58 |

 بیشتر دانشمندان دوره اسلامی ایران مخصوصا علما علوم دینی با نوشتن کتابهای خود به زبان عربی و وارد کردن لغات عربی به درون زبان فارسی در حقیقت به زبان عربی و اعراب خدمت کرده اند البته اندکی از این دانشمندان گرانمایه از این خطر هجوم فرهنگی آگاه شده بودند و در نوشتار خود اززبان  فارسی بهره می گرفتند ( مانند ابو ریحان بیرونی و فردوسی و اسدی طوسی ودقیقی و دیگران... )

شور بختانه تازیان و گاه اروپائیان این دانش مندان ایرانی را به خاطر داشتن نام عربی و نوشتن کتابهایشان به این زبان عرب می پندارد و تازیان آنها را به عنوان افتخار ملت عرب می دانند و به خود می بالند . اما اعراب باید بدانند که داشتن یک نام بیگانه هویت و ملیت انسان را عوض نمی کند آنها از نژاد ایرانی هستند و در ایران زاده شده اند و با فرهنگ ایرانی رشد کرده و بارور شده اند و متعلق به ملت ایرانند .

+ نوشته شده توسط HIRBOD در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 20:58 |

 در بین انسانها برخی از انحرافات جنسی وجود دارد که در بین حیوانات نظیر آنها دیده نمیشود. انحرافاتی نظیر هم جنس بازی – خود ارضائی – جماع با حیوانات – و دیگر انحرافات که در جوامع مختلف میزان شیوع ان متفاوت است . از آنجا که غریزه جنسی بین انسان و حیوان مشترک می باشد و هدف آن در هر دو تولید مثل و بقای نسل میباشد پس چرا غریزه جنسی در انسان دچار انحراف شده و از هدف اصلی خود که تولید مثل می باشد دور افتاده و به اشکال دیگری ظاهر شده و تخلیه میشود ؟

یکی از دلایل این امر این است که حیوانات در ارضای غریزه جنسی خود آزاد میباشند و آنرا به شکل طبیعی ارضاء می کنند ولی انسانها در ارضاء آن آزاد نیستند و این غریزه از طرف فرد و جامعه به شدت کنترل شده و محدود می گردد .لذا این میل طبیعی چون نمی تواند در مسیر طبیعی و صحیح خود حرکت کند دچار انحراف شده وراههای دیگری را را برای تخلیه خود انتخاب می کند . راههایی که غیر طبیعی هستند و هدف واقعی از ایجاد این میل را دنبال نمی کنند . در واقع فرد در اینجا از مکانیسم های دفاعی برای کاهش فشار و تنش خود استفاده می کند که یکی از این مکانیسم ها مکانیسم جا بجایی است . فردی که در ارضای غریزه جنسی با ناکامی مواجه شده است در این مکانیسم غریزه جنسی خود را در اشکال دیگری مانند خود ارضایی – جماع با حیوانات – هم جنس بازی و غیره ارضاء می کند .

از دیگر مکانیسمهای دفاعی هنگام ناکامی جنسی مکانیسم سرکوب است که بیشتر اوقات نتیجه منفی در بر دارد و این میل سرکوب شده نه تنها از بین نمی رود بلکه هر گاه فرصت یابد با شدت بیشتری ظاهر می شود . از دیگر مکانیسمها میتوان مکانیسم خیالبافی را نام برد که  افراد سعی می کنند در عالم خیال غریزه جنسی خود را ارضاء کنند و روی آوردن به این مکانیسم خود زمینه ای برای روی آوردن  فرد به خود ارضائی میباشد .

   

+ نوشته شده توسط HIRBOD در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 20:57 |

 وجود انسان بر ماهیت انسان برتری دارد آنچه که اصل است وجود انسان است که باید حفظ شود و نه ماهیت انسان. محور اصلی در هر مکتبی باید انسان باشد زیرا همه مکاتب وادیان برای خوشبختی انسان ساخته شده اند و تا انسانی نباشد خوشبختی انسان نیز معنی ندارد و بدون انسان هیچ چیز ارزش ندارد آنچه که ارزش دارد انسان است. پس هیچ انسانی نباید به خاطر دین ویا مکتبی آزار ببیند و انسانها نباید به خاطر دین ویا عقیده با یکدیگر بجنگند و همدیگر را بکشند ویا تحت شکنجه قرار بدهند چرا که همه ادیان ومکاتب برای راحتی و آسایش انسان آورده شده اند ونه برای آزاررساندن به او . آنچه که اصل است هستی و وجود انسان است . که باید حفظ شود پس هیچ کس حق ندارد که این نعمت را از انسان بگیرد هر چند که انسان گناهی نابخشودنی مرتکب شده باشد .

پس بیایید بی هیچ رنگ وبویی و و فارغ از هر مرام وعقیده  و یا کیش و مسلکی  با آرامش در کنار یکدیگر زندگی کنیم و همدیگر را فراتر از هر چیزی دوست بداریم . بیائید به عقیده و مرام یکدیگر احترام بگذاریم و به جای دشمنی با هم برای پیدا کردن بهترین راه خوشبختی و آسایش یکدیگر را یاری کنیم چرا که انسانها اعضاء یک پیکرند و خوشبختی و بد بختی هر انسانی بر روی دیگران تاثیر می گذارد . 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط HIRBOD در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 20:56 |

                                 

هر مکتب یا دینی ممکن است در یک برهه از زمان ویا مکان موفق شده وباعث رشد ملتی شود ولی همین مکتب برای ملتی دیگر ویا برای همین ملت در زمانی دیگر میتواند باعث سقوطش گردد . (مانند مکتب کمونیسم که در اروپای شرقی وروسیه با شکست مواجه شد ولی در چین باعث رونق اقتصادی این کشور شد )

در حقیقت ما نمیتوانیم برای همه کشورها از یک فرمول خاص استفاده کنیم بلکه هر ملتی با توجه به فرهنگ و ساختارهای درونی اش میتواند نظام سازگار با خودش را انتخاب کند . ائین اسلام نیز مانند همه مکاتب وادیان هرچند که در یک برهه کوچک از زمان باعث رشد و پیشرفت اقوامی مانند اعراب وترکها گردید ولی قوانین و اصول این دین نتوانست همگام با تکامل بشریت حرکت کند و امروزه مانند فرمول کهنه ای می ماند که تنها به درد اعراب  هزار و اندی سال پیش می خورد و نه تنها مشکلی از مشکلات بشر امروزی را نمی تواند حل کند بلکه چونان بندی دست وپای پیروان خویش را بسته و مانع حرکت انها شده و نیزهمانند سنگی سد راه تکامل بشریت قرار گرفته است . این دین تنها هنگامی میتواند در جهان امروز کارامد باشد که در قوانین ان تجدید نظرشده و معیارهای ان براساس معیارهای مورد قبول انسان امروزی پایه ریزی شود ( نه بر اساس معیارهای اعراب صحرا نشین ) . ما باید قوانین دین اسلام را با دانش نوین هماهنگ کنیم وانچه را که با نیازها ودانش بشر امروز سازگار نیست کنار بگذاریم .برای نمونه استعمال مواد مخدر هر چند که از نظر شرعی حرام نیست ولی از نگاه علمی زیان اور است پس بهتر است انرا حرام بدانیم ولی خوردن گوشت خوک یا تماس با سگ برای ما زیانی ندارد ولازم نیست ازان پرهیز کنیم .اما خوردن مشروبات الکلی هم از نظر شرعی حرام است وهم از منظر علمی زیان اور است  پس میتوانیم انرا همچنان حرام بدانیم  . از موارد ی که لازم است در احکامش تجدید نظر شود میتوان ازتحریم به همرا ه داشتن طلا برای مردان ویا منع پوشیدن لباس ابریشمین توسط انان و همچنین موارد وجوب زکات که با زمان امروز سازگار نیست ویا ازادی برده داری در اسلام که انسان ازاد امروز دیگر انرا نمی پذیرد ویا مصارف خمس که برخلاف اصول اخلاقی وانسانی بوده ونوعی نزاد پرستی وانحصار طلبی است و همچنین وجوب پوشش بانوان که مشکلات زیادی را در جامعه جهانی بوجود اورده است و یا  میتوان احکام نجاسات وقانون ربا ونزول را نام برد .

 بیائیم آینده بهتری را برای خود و فرزندانمان بسازیم.

1 – به عقاید یکدیگر احترام بگذاریم.

2- در راه اشاعه دموکراسی در جامعه تلاش کنیم .

3- رسوم وایینهای ایران باستان را از نو احیا کنیم.

4 –نسل ایرانی را اصلاح کنیم . اینکار را می توانیم ازطریق شرعی انجام بدهیم .مانند دقت در انتخاب همسر وجلو گیری از ازدواج بین نسلهای ضعیف و یا از طریق ازدواج موقت جهت انتخاب نسل بهتر و یا اهدای اسپرم ویا کاشت تخمک اصلاح شده در رحم زنان – در صورت تحقق این امر دراینده با نسل سالمتری روبرو خواهیم بود که کمتر بیمار میشوند وباهوشترخواهند بود.

5 - بیاییم زبان پارسی را از لغات عربی وبیگانه پاکسازی کنیم چرا که زبان کلید هویت ماست .

  6- جشن های سده – مهرگان وبه  طور کلی همه جشنهای ایران باستان را از نو زنده کنیم . زیرا ایرانیان افسرده امروز به شادی نیاز دارند.

 7-  یک خط ملی مانند خط میخی یا پهلوی یا .....برای خود درست کنیم زیرا خط کنونی ما عربی است ونه تنهابا ملیت ما مغایرت دارد بلکه خطی دشوار وغیر علمی میباشد  وتعدادحروف ان ( 32 حرف  )از تعداد حروف فارسی سره(   24  حرف)بیشتر است.

8  - برای مخترعین ومحققین کشور مانند یک کارمند حقوق ماهیانه ای در نظر گرفته شود تا با فراغ بال به کارشان ادامه بدهند .

9   -   مبدا تاریخ ایران بهتر است ایرانی باشد . میتوانیم انرا سالروز ورود اولین اریائیها به ایران قرار بدهیم ( حدود3500 سال پیش) یا سالروز زایش زرتشت

10-  پرچم ایران نیز بهتر است ایرانی باشد . مانند درفش کاویانی که علامت شیر و خورشید داشت ویا نقش چلیپا که نشان اریاییهای مهر پرست بود .                                                         

  11-  دادن مناطق کوچکی از کشور به احزا ب تا هر حزبی بتواند برای خود یک ارمان شهر بسازد ( با توافق مردم ان محل)

12 - بستن پیمانهای نظامی و اقتصادی با کشور های هم جوار یا هم فرهنگ

 -13   تلاش همگانی برای بازسازی اقتصادی کشور با یک برنامه مدون             

 14- ازادی فعالیت همه احزاب وگروهها در ایران                                                                                                                                                                                        15  بهره برداری از دین جهت حفظ اخلاق عمومی جامعه                                                                                                                                                                    

 16-  تاسیس مراکز ثبت اختراع در هر شهر                                                                                                                          

  17- تاسیس انجمن نخبگان در هر شهر وروستا جهت توسعه محلی به طوری که اراء این انجمنها دارای ضمانت اجرائی بوده و برای تدوین و تصویب به شورای شهر وروستا فرستاده شوند .                                                     

 18-  بازگشت به هویت اصیل ایرانی بانام گذاری اماکن وشهر ها وروستاهها وافراد و.....با نامهای سره ایرانی واحیاء نوع پوشش واداب ورسوم ایرانی.                                                    

    19  -   تقسیم مرکزیت کشور در شهرهای گوناگون جهت تمرکز زدایی                                                                                                                                                      

      20- واگذاری برخی از دانشگاهها به کارخانه جات مهم جهت اموزش بهتر واستخدام در اینده                                                                                                                         

     21 - ارتباط فرهنگی مداوم وگسترده با کشورهای هم زبان وهم فرهنگ                                                                                                                 

   22 -  تبدیل دانشگاهها و مدارس به مراکز اموزشی تولیدی                                                                                                                                                                              23 - واگذاری سهام کارخانه جات دولتی به کارگران و مردم  جهت افزایش حس مسئولیت وکارائی بهتر                                                                                                              

 24 -  تشکیل اتحادیه اصناف گوناگون جهت حمایت شغلی از انها

 25 - کم کردن مدت خدمت سربازی و استفاده از نیروهای نظامی جهت سازند گی کشور در زمان صلح                                                                                                                  

 26 - سرمایه گذاری بیشتر دولت در بخش تحقیقات وایجاد تسهیلات بیشتر برای محققین ونو اوران کشور                    

 

+ نوشته شده توسط HIRBOD در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 20:55 |

نگاهی دوباره به روابط زن و مرد( کنکاشی درنقش باز دارنده گی پوشش اسلامی از فساد جنسی)  :                                                                                                  

   بیشتر علماء دین اسلام و همچنین عوام معتقدند که رعایت حجاب و پوشش اسلامی نقش باز دارنده گی مهمی درکنترل غریزه جنسی دارد و برای نمونه جامعه ایران را با کشور های غربی مقایسه می کنند غافل از این که این قیاس از پایه باطل می باشد چرا که هنجارهاو ملاک های ارزشی  دو جامعه  با هم متفاوتند . اگر اندکی اندیشه کنیم در می یابیم که که این حجاب و پوشش اسلامی نیست که مانع فساد می شود بلکه این فرهنگ وسنت ها و ارزش های مردم است که میتواند مانع رشد فساد جنسی در جامعه شود مثال گویای آن کشورهای ژاپن و چین وکره و کشورهای آسیای جنوب شرقی می باشند . با این که پوشش اسلامی در این جوامع رعایت نمی شود ولی آمار فساد جنسی در این کشورها بسیار کمتر از جامعه ما می باشد زیرا آنها برسنت و فرهنگ خویش تکیه دارند و بدان پایبندند واز سوی دیگر شاید لازم به گفتن هم نباشد که در جامعه جهانی باز و گسترده امروز که همه کشورها با هم ارتباط دارند داشتن حجاب اسلامی نه تنها مانع فساد جنسی نمی شود بلکه با آسیب پذیر کردن جوانان در برابرمحرکهای خارجی خود مسبب فساد میباشد و از سویی دیگر تکیه صرف بر مسائل جنسی و نادیده گرفتن دیگر نیاز های انسان وبدین بهانه جدا کردن زن ومرد در جامعه آزاد امروز کار خرد مندانه ای نیست و فرهنگ نوین جهانی به هیچ وجه آنرا نمی پذیرد چرا که  انسان آزاد معاصر معتقد است  زن و مرد هر دو انسانند و و نباید مانند حیوانات با انها برخورد کرد حیواناتی که گویا روابط آنها تنها روابط جنسی و بر مبنای غرایز است  و باید همواره آنها را از همدیگر دور نگهداشت .

زن و مرد هر دو با هم برابرند و باید نگرش به آندو برمبنای اصول انسانی باشد  وهر حقی که برای مرد در نظر گرفته می شود برای زن نیز باید گرفته شود زن نباید مانند کشورهای غربی در نقش یک کالای تبلیغاتی ظاهر شود ونباید به چشم یک اسباب بازی به او نگریسته شود و نیز نباید همانند برخی از کشورهای اسلامی در چهار دیوار خانه محصور شود و تمام حقوق اجتمائی او گرفته شود زن و مرد هر کدام به عنوان یک انسان باید محترم شمرده شوند و به آزادی های آنان تا آنجائی که به آزادی دیگران لطمه ای وارد نسازد  احترام گذاشته شود بهتر است که نوع پوشش زن ومرد نیز همانند هم باشد و در مسائل مشترک مانند ازدواج و طلاق هر دو تصمیم گیرنده و انتخاب کننده باشند نه مانند جامعه ما که زن باید در خانه بنشیند تا مرد به خواستگاری او برود تا شانس و بخت او را رقم بزند و  در طلاق نیزتنها حق به مرد داده شده است واین بر خلاف اصول انسانی است . در امر مهمی مانند ازدواج بهتر است زن و مرد پس از شناخت یکدیگر هر دو با اختیار خود و بدون دخالت دیگران ازدواج کنند نه این که فقط مرد به خواستگاری زن برود و تنها او انتخاب کننده باشد و اختیار زن در انتخاب تنها در حد خواستگارانی باشد که به سراغش می آیند و نه بیشتر . و متاسفانه باز در اینجا نیز زن بدون جلب موافقت والدین خود مخصوصا پدر حق انتخاب ندارد .                                                                                                                در پایان پیشنهاد میشود که در  کشورهای بسته اسلامی ( مانند عراق  و افغانستان ) که قصد دارند آزادیهای بیشتری را به مردم خود اعطا کنند . اعطای آزادی به زنان بهتراست به تدریج و یواش یواش انجام بگیرد تا بتواند در فرهنگ جامعه هضم شود زیرا اگر این کار به یکباره انجام بگیرد به دلیل عادت به قید و بندهای پیشین و عدم هضم فرهنگ جدید فساد و بی بند وباری برای مدتی ( موقت ) در جامعه رشد خواهد کرد ( همانگونه که دردوره پهلوی در جامعه ما به وجود آمد ) .

 

+ نوشته شده توسط HIRBOD در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 20:53 |

 هر ملت وکشور یا دین وآئینی تعریفی از فساد جنسی دارد وملاک و معیاری را برای آن در نظر می گیرد برای نمونه در اسلام چند همسری جایز است ولی در دین زرتشت ممنوع است و یا در عربستان زنان روبند میبندند ونداشتن آن را نشانه فساد می دانند ولی در ایران نداشتن  روبند نشانه فساد اخلاقی  نیست  در کشورهای دیگر نیز این خط قرمز ها و معیارها متفاوت است . این تفاوت در تعریف فساد جنسی نمایشگر تفاوت ارزشهای جوامع گوناگون می باشد و مشکل ما نیز در حل فساد جنسی این است که ملاک و معیار مشخصی را برای آن در نظر نمی گیریم و به هدف اصلی  ایجاد میل جنسی توجه نمی کنیم !هیچکس شک ندارد که هدف از ایجاد این میل در انسان و حیوان تولید مثل و بقای نسل می باشد پس میل جنسی برای انسان و حیوان لازم است و نباید هر گز با آن مبارزه کنیم بلکه باید ملاکها و ارزشهایمان را در باره این میل با توجه به هدف ایجاد این میل بازسازی و باز نگری کنیم .                                                                                                

     همه میدانیم که انسان با حیوان تفاوت دارد چرا که انسان موجودی اجتمائی است ودر متن جامعه ای کوچک به نام خانواده پرورش می یابد که بقا و استحکام  این جامعه کوچک موجب بقا و استحکام اجتماع می گردد و هر چه بنیاد خانواده مستحکم تر باشد اعضاء آن احساس آرامش بیشتری کرده و زندگی بهتر و شادتری را تجربه خواهند کرد و این بنای کوچک می تواند در ساختن جامعه فردا سهم عمده ای را ایفا کند . پس ما باید حفظ بنیاد این بنای مقدس را در راس ارزشهایمان قرار بدهیم . بنابر این ما در ارزش گذاری و برنامه ریزی در مورد غریزه جنسی دو هدف را باید در نظر بگیریم :

1 – حفظ بقای نسل بشر

2 – حفظ بنیاد خانواده

بهتر است همه معیارها و ملاکهای ما در زمینه مهار میل جنسی بر اساس این دو هدف باشد یعنی اگر فعل و یا عملی یکی از این دو هدف را تهدید کرد می توانیم آنرا فساد بنامیم .        - برای نمونه عمل زنا محصنه هدف اولی را تامین می کند ولی هدف دوم یعنی بنیاد خانواده را از هم می پاشد پس این عمل چون یک  هدف ما را تهدید کرده فساد جنسی شناخته می شود ولی ازدواج بین زن ومرد هم هدف اول را تامین می کند و هم هدف دوم را پس فساد جنسی نیست و می تواند ارزش باشد .                                                                                                       

   - نداشتن حجاب و پوشش اسلامی در برخی از کشور های اسلامی ( مانند ایران ) که به این نوع پوشش عادت کرده اند ممکن است هدف دوم را تهدید کند( در این جوامع گذر از پوشش اسلامی به سمت پوشش غربی باید به تدریج انجام بگیرد تا مردم بتوانند آنرا در فرهنگ خود هضم کنند و بدان عادت کنند و اگراین کار یک باره انجام بگیرد می تواند موجب فساد شده و بنیاد خانواده ها را تهدید کند ).

- تحصیل زنان در جامعه نه تهدیدی برای هدف اول و نه تهدیدی برای هدف دوم می باشد  پس غیر اخلاقی نیست  وهمچنین روابط  اجتماعی بدون سکس بین زن ومرد نیز به این دو هدف لطمه ای وارد نمی سازد و مجاز میباشد .

- عمل خود ارضائی قبل از ازدواج زیانی به این دو هدف وارد نمی سازد ولی بعد از ازدواج ممکن است  برای حفظ بنیاد خانواده مضر باشد .                                                                                                                

      - همجنس بازی جنسی که بنیاد خانواده و بقای نسل را تهدید می کند  می تواند غیر اخلاقی و به عنوان فساد جنسی شناخته شود .                                                                                                         

   - نمایش فیلم های سکس از رسانه های همگانی نیز می تواند برای بقای بنیاد خانواده مضر باشد و می توانیم آنرا ضد ارزش معرفی کنیم .                                                                                                 

     پوشش منا سب زنان و مردان در جامعه :                                                        

      - زن و مرد در جوامع کنونی با توجه به خط قرمز هائی که جامعه جهانی برای آنها در نظر می گیرد بهتر است در انتخاب نوع پوشششان آزاد باشند واین جزء اصول اولیه حقوق بشر است  ولی به طور کلی در زمینه نوع پوشش زن و مرد  شاید بهتر باشد یک پوشش مشترک جهانی را در نظر بگیریم که در بین همه مردان و زنان و در همه کشور ها یکسان باشد و حتی می توانیم برای زن ومرد یک نوع پوشش همانند در نظر بگیریم همانطور که قبلا گفتم نوع پوشش بستگی به عادت یک جامعه دارد به طوری که یک پوشش خاص در یک جامعه می تواند موجب فساد شود و در جامعه دیگرنشود برای نمونه در کشور ما که نوع پوشش اسلامی است  تغییر آنی آن می تواند موجب فساد شود ( تهدید هدف دوم) لذا هر تغییری در نوع پوشش باید به تدریج انجام بگیرد تا مردم بدان عادت کنند . لازم به ذکر است نوع پوشش و حتی نداشتن پوشش بنیاد خانوادگی را تهدید نمی کند ومحرک میل جنسی نیست بطوریکه امروزه بسیاری از قبایل وحشی و بدوی آفریقائی و جنگلهای آمازون بدون داشتن هیچ نوع پوششی بنیاد خانوادگی مستحکمی را تجربه می کنند چرا که انسانها موجوداتی سازش پذیرندو با هر وضعیتی می سازند و به تدریج خود را با آن تطبیق می دهند ولی اگر این وضعیت یکباره تغییر کند مشکلاتی را برای آنها به وجود می اورد در کشور ما نیز چون زنان قبلا در داشتن نوع پوشش تا حدودی آزاد بوده اند و با فرهنگ آن اشنائی دارند اختیاری شدن نوع پوشش مشکل چندانی را ایجاد نمی کند ولی اگر بخواهد این امر انجام بگیرد برای احتیاط بهتر است اندک اندک انجام شود برای مثال در مرحله اول اختیاری بودن چادر و پوشیدن مانتوبه جای چادر ودر مرحله دیگر پوشیدن کت به جای مانتو و .. . تا به سطح جهانی برسیم بطوری که لباس زن و مرد در همه جهان یکسان باشد و همه به یک لباس و پوشش خاص عادت کنند و دیگر مشکلی به نام بی حجابی ویا بد حجابی نداشته باشیم . این پوشش واحد جهانی را می توانیم به عنوان یک ملاک در نظر بگیریم و اگر کسی بر خلاف آن عمل کرد کار او را به خاطر تهدید هدف دوم فساد جنسی تلقی کنیم همه مردم جهان به تدریج با این پوشش واحد جهانی عادت خواهند کردوما نباید این پوشش رادر کوتاه مدت تغییر دهیم ( برای نمونه پوشیدن کت و شلوار برای زن و مرد )      وما ناگزیر به انجام این کار هستیم و بهتر است در پوششمان همرنگ جوامع دیگرباشیم  چرا که در دهکده جهانی امروز که همه کشورها با هم ارتباط دارند اگر یک کشور پوشش اسلامی را رعایت کند چون  کشورهای دیگر رعایت نمیکنند به علت ارتباط گسترده بین جوامع مشکلات زیادی نخست برای مردم این کشور و سپس برای مردم کشور های دیگر که با این کشور مراوده دارند بوجود می آید . ( لازم به ذکر است مرحوم آیت الله طالقانی در آغاز انقلاب با اجباری شدن حجاب اسلامی در کشور مخالفت می ورزید ) .

 

+ نوشته شده توسط HIRBOD در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 20:52 |